در خود رها گشتن خوش است در تو فنا گشتن خوش است
سلام سايه سالار سرو ناز سرود سار و سحر سور عشقورزی
سپيده سير سوسن در سحرگاهان سمن در ساعت سرشار سرسبزی
شنيده بودم که آدم تو غربت بی بهونه گريه می کنه به نظرم نميومد که منم اينجوری بشم ولی انگار شدم. خيلی سخته که آدم احساس کنه تکيه گاه نداره. من هميشه تو زندگيم عادت کردم به اينکه توی تصميمايی که می گيرم نظر کسايی که از من بيشتر می دونن يا اينکه تجربه کردم که خیلی بهتر از من میتونن آینده رو پیش بینی کنن رو دخیل کنم . همیشه تو زندگیم بودن کسایی که واسم سنگ صبور بودن همیشه واسم راه حل داشتن. همیشه بوده دوستی که از کارش از درسش و از زندگیش بزنه تا فقط حرفای تکراری منو گوش بده تا تو شبایی که هق هق گریه امونمو می برید تنها نباشم که همیشه ببينم که تنها نيستم.
نمی دونم تا حالا تجربه کردين يا نه ؛آدم که مست می شه خیلی چیزا رو نشون میده ... ذاتشو ته دلشو و.... اشکاشو. و از اون مهمتر خیلی چیزا رو می فهمه خدا رو عشقو و اشکو .
مستی بزرگترین هدیه خداست تو این وبلاگی که هنوز روی نت نیومده از مستی بیشتر خواهم نوشت از خدا از عشق....
خوب باشیدو سرفراز
ايرانی باشيد
